احمد بن محمد ميبدى
260
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
76 - قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً . آيه . آيا كسى را مىپرستيد كه نه در دست او دفع ضرر و نه در توان او جلب منفعت ؟ نه كسى را سود تواند نه از كسى گزند باز دارد . اينچنين كس خدائى را چون شايد ؟ خدا او است كه خالق همه او است ، سود و زيان ، بند و گشاد ، نيك و بد ، امر و نهى ، همه در توان او است و نافذ در همه آنها مشيّت او است ، روان بر همه امر او است ، بود همه به اراده و علم او است . لطيفه : خوشا به حال كسى كه از در توحيد و تصديق درآيد كه وى را از سه شربت يكى دهند ، يا شربتى دهند كه دل به معرفت زنده شود ، يا زهرى دهند كه به آن نفس امّاره كشته شود ، يا شرابى دهند كه جان از وجود ، مست و سرگشته شود ، پس تو هم خدمت صافى دار تا بهره برى و بر مركب مهر نشين تا به حضور رسى ! 77 - قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ . آيه . غلوّ در دين آنست كه بر آن چيزى بيفزايند و يا چيزى از آن بكاهند ، نه آن و نه اين ، نه افراط و نه تفريط . چنان كه شيطان در تفريط ظفر يابد در افراط هم ظفر يابد ، جادّه راست راه ميانه است ! راه ميانه بسوى حق مىشود ، راه ميانه از تعطيل پاك است و از تشبيه دور ، تشبيه راه كفر است ، راه ميانه آنست كه گوئى : از صفات خدا نام دانيم ليكن چونى ندانيم ، كوشيم كه يابيم نتوانيم ، و گر به عقل گرد آن گرديم از سنّت درمانيم ، هرچه خدا و رسول گفت در پى آنيم ، فهم خود را گم كرديم و صواب ديد خويش را معزول نموديم و به اذعان به جهل گردن نهاديم و به سمع قبول پذيرفتيم ، راه تسليم سپرديم ، و به زبان تضرّع گفتيم : خدايا ما به تو ايمان آورديم و فرستادهء تو را پيروى كرديم پس ما را با گواهدهندگان بشمار . . . . وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا . آيه . بر حذر باشيد از آن قوم كه بر پى هواى دل خواست خويشند كه ايشان را نه نور بصيرت است نه چراغ معرفت نه اعتقاد بر بصيرت نه سخن بر بيّنت ، خدا ايشان را داور ، دشمن ايشان پيغمبر ، جايگاه آنان سقر ، رأى شيطان رأى ايشان ، و دوزخ سرايشان ! 78 - لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ . آيه . كافران را به زبان پيغمبران لعنت ياد كرد و مؤمنان را بىواسطهء پيغمبران به رحمت و ثناء خود ياد فرمود ، كه او خود بر مؤمنان درود ( صلوات ) مىفرستد ، و گرنه ، عتاب و قهر بودى و سياست و جنگ كردى ، چون آنچه خود گويد همه خوش بود ، همه فضل و شرف بود و زبان حال مؤمنان اين است : ار دستت از آتش بود * ما را ز گل مفرش بود هرچه از تو آيد خوش بود * خواهى شفا خواهى الم [ آيات 89 - 83 ] تفسير لفظى 83 - وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ . وقتى ( اصحاب نجاشى ) آنچه از قرآن به پيغمبر نازل شده شنيدند ، اشك از چشمهاشان به سبب آنچه از حق بشناختند روان مىشود ، و در آن حال مىگويند : پروردگارا ، ما گرويديم پس ما را در شمار گواهان خويش نويس . جزو هفتم : 84 - وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ . چه رسد ما را كه به خدا و به آنچه از حق براى ما آمده ايمان نياوريم ؟ درحالىكه اميدواريم خداوند ما را در گروه نيكان و شايستگان آرد .